سکوت کن

تمام سپاس من ازکسی است که به من نیازنداشت امافراموشم نکرد


چه راحت شکستی و رفتی.....
چه بی خیال آتش زدی....این دل بی درمان را.....
 
چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم...
تو زلالیم را ندیدی، به بازیم گرفتی حداقل برای بار آخر منو به بدترین شکل بازی دادی.....
 
مرا،احساسم را به بازی گرفتی....
 
من بازیچه نیستم.....عروسک هم نیستم،تو به من دروغ گفتی...
دروغی بزرگ که منو دوست داشتی ....
هرگز نمی بخشمت



دوشنبه دهم تیر 1392| 12:50 |امیر| |